Read the story in a scientific magazine.
Still remembering it blows my mind and I laugh my ass off. Love it.

نسبت به این‌یکی یه‌مقدار دافعه داشتم. خودم دوست نداشتم نی‌نی‌‌ها رو اذیت کنم. بچه پاکی بودم.

بدون انجام این کارها هم کفر مامان ایرانی درمیومد. وای به حال اینکه من برای این کارها اقدام هم می‌کردم! :))))) فقط می‌خوندم و تو دلم می‌خندیدم :)

با این مسابقه‌ی حافظه میذاشتم، با خودم

من از این کتاب بدم نمیومدا، فقط چیدن پشمای بره‌هه برام یه‌جوری بود... دوست نداشتم این کارو باهاش بکنن...

ولی خواب از نعمتای زندگیه...
اینجانب، یک جغد...

چرا من اینا رو اضافه نکرده بودممممممم؟؟؟؟ عرررررررررررررر